تبليغاتX
و خدایی است در این نزدیکی - تو همون حس غريبي كه هميشه با مني ٭•٭•٭•٭ترا من چشم در راهم٭•٭•٭•٭

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد .........نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ....... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ...........عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ........ و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد..


و خدایی است در این نزدیکی

مهدي عزيزم ! مولاي تمام خوبيها!  هواي تو به سرم زده اما انبوه بديها مرا احاطه كرده و مانع دلدادگي ام شده ......

من از جنس انسانم همان موجودي كه اشرف مخلوقات آفريده شد تا فرشته ها سجده اش كنند .اما افسوس

افسوس! كه فراموشكاري بزرگترين دستاورد من از اين دنياي حقير است. شنيده ام كه قراراست بيايي ! سالهاست به من آموخته اند تو ،مرد بزرگ عدالت، قرار است كه پناه تمام بي پناهان شوي و قرار است تو ،درياي رحمت شوي براي عالميان تشنه ومنتظر.اما نميدانم كي ؟ كي اين حادثه ي جهاني قراراست رخ دهد وچطورمي توانم در محضر بزرگواري تو حاضر شوم؟

خودم رو خوب مي شناسم ! وخوب ميدانم  كه اگر با اعمالم سنجيده شوم آنقدر حقيرم كه فقط عظمت عطوفت تو مي تواند مرا رها كند از تمام معصيتها.

دلتنگي هايم مرا به سوي تو فرا خواند و خواستم كمي باتو ودلم خلوت كنم نميدانم آيا در روزگار آمدنت خواهم بود يا نه ؟و نميدانم با اين همه بدي مي توانم باشم يا نه ؟ اين تشويش را به دست تقدير پروردگار مي سپارم

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت5:45توسط باران | |