تبليغاتX
و خدایی است در این نزدیکی ٭•٭•٭•٭ترا من چشم در راهم٭•٭•٭•٭

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد .........نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ....... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ...........عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ........ و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد..


و خدایی است در این نزدیکی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت5:17توسط باران | |

حریفا! میزبانا !

میهمان سال و ماهت پشتِ در چـون مـــوج می لرزد

بیا بگشای در ، بگشای




اَللّهُمَّ

اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ

وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی

وَ ما یُخافُ وَ یُرجی

اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار


بک یا الله یا الله یا الله



بس در ِ بسته که به مفتاح دعا بگشایند ..

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت23:36توسط باران | |

 

 
از طلعت مجتبى جهان روشن شد
وز عطر خوشش كون‏ و مكان گلشن شد
در چهره‏ ى او نور محمد پيدا
گوئى زدمش روح دگر بر تن شد
 

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت12:17توسط باران | |

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

این المضطر الذی یجاب اذا دعی؟

 

 چراغ می گیرم

که راه تاریک است

شتاب باید کرد

سپیده نزدیک است

 

به خواب شب نروم

سحر به بیداری

دریغ خواهم خورد

نبوده دیداری

.

.

.

 .

 مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ باشد

  

  

کاش که این فاصله را کم کنی

 

الَلهّم عجّل لولیّک الفَرج 

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت6:14توسط باران | |

کـتب عــلی نفســه الرحمــة


پُر ِ شـوق می شـود دلِ آدم از این هـمه مهـربانی ات..



اسـمتو  "ببخــش" به لـب هام


 یا الله یا الله یا الله یا الله


+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت22:54توسط باران | |

گر برانی چه کند بنده که فرمان نبرد

ور بخوانی عجب از غایت احسان تو نیست

یا اله العاصین

 

پی نوشت ۱:

می جویمت ..

پی نوشت۲:

گاهی همان کسی که دم از عقل میزند

در راه هوشیاری خود مست می رود

 ..

اغفر

 لمن لا یملک الا الدعا

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت18:46توسط باران | |

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است

این فصل را بسیار خواندم

عاشقانه است

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت12:51توسط باران | |