تبليغاتX
و خدایی است در این نزدیکی ٭•٭•٭•٭ترا من چشم در راهم٭•٭•٭•٭

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد .........نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ....... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ...........عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ........ و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد..


و خدایی است در این نزدیکی

 

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت21:44توسط باران | |

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

                                                            عید غدیر خم مبارک باد

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت22:9توسط باران | |

عید قربان عید سرسپردگی و بندگی برمسلمانان جهان مبارک

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت7:19توسط باران | |

 

هوالمعشوق

خداوند بهترين هاي خود را به آنهايي مي بخشد که حق انتخاب خود را به او مي سپارند

سلام مهربونم اومدم كه بازم باهات حرف بزنم و از همه اون چيزايي كه بهتر از من خبر داري برات بگم خودت كه خوب مي دوني كسي به جز تو حوصله شنيدن حرفاي من را نداره هر كي به فكر كاراي خودشه تا ميايي با يكي حرف بزني مي بيني يه عالمه گفتي اخرش طرف مي گه راستي شنيدي سيب زميني گرون شده ! يا اگه خيلي ديگه لطف كنه مي گه ببخشيد من بايد برم بچه ام خيس كرده بلاخره همه چيز مي گه آخرش مي فهمي كه براي ديوار حرف زدي ! مي دوني خدا با اينكه مي دونم هيچ وقت جوابي از تو در غالب يه موجود خاكي نخواهم شنيد و هيچ وقت موفق به ديدار خاكي با تو نخواهم بود ولي وقتي فكر مي كنم كه تو هستي و گوش ميدي ارومتر مي شم نمي دونم مي خواي چيكار كني نمي دونم كه براي لحظه اي بعد چه چيزي مهيا شده ولي مي دونم هر چي هست ازش گريزي نيست مي دوني اي آرام جانم!خيلي دوست داشتم يه روح آزاد بودم به بند اين تن خاكي نبودم سبك بودم وآزاد.. به فكر گرسنگي به فكر مايحتاج خاكي نبودم  هميشه دوست داشتم عاشق بودم  اونجوري كه دلم ميخواست نمي دونم !!!!!!  عاشق  كسي كه از جنس پاك به زلالي آب به مهربوني تو ! ميدوني خدا وقتي ادم تنهاست هزارتا فكر عجيب غريب مي كنه توي عالم خيالش هزار بار عاشق مي شه هزار بار وصل و هزار بار فصل ! ولي توي خيالم هم قالب مشخصي براي عشق ورزي ندارم مثلا وقتي فكر مي كنم كه تو چه شكلي هستي و به نتيجه نمي رسم راستي خدا تو چه شكلي هستي ؟ چه رنگي هستي ؟ كسي تو را تا حالا نديده حتي اونهايي كه مي گن عاشق تو هستن ، اي كاش يه جوري با من حرف مي زدي همين الان جوابم را مي دادي حداقل يه اره يا نه مي گفتي نمي دونم خودت بهتر مي دوني چه جوري ولي ميدونم كه در سطح توانت هست البته فكر نكني من هم مثل ديگران كه مي گن ما لايق نيستيم كه خدا با ما حرف بزنه فكر نمي كنم من مي گم خداي من اگه بخواد حرف بزنه با من به لياقت و اين چيزا فكر نمي كنه و كاري نداره مي دوني خدا دلم بهونت را گرفته خيلي دل تنگم اشكم در اومده كمكم مي كني مهربونم....

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت19:10توسط باران | |