|
اشتباه اشتباه ترس نداره ، چون قسمتی از کسب تجربه ست و تجربه درس تازه ی زندگیه اگر درس نگرفتیم ، باید بترسیم چون فرصت بالا رفتن رو از دست دادیم
راس ساعت خواب قرار دارم با خدا دیر نمی کند میآید فردا نشد پس فردا گوشهایش میشنود هم صدای من هم صدای تو را
شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني تو را با لهجهي گلهاي نيلوفر صدا کردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييد با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبيترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را بروي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا شايد خطا کردم و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي نميدانم کجا تا کي براي چه ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برميداشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت کسي حس کرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد و من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد
کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگيمان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوها دعاکردم...
|
درباره وبلاگ![]()
اى كه رسیدهاى به او
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 پیوندها
تندیس شاعرانه چشمان خیس |