تبليغاتX
و خدایی است در این نزدیکی ٭•٭•٭•٭ترا من چشم در راهم٭•٭•٭•٭

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد .........نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ....... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ...........عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ........ و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد..


و خدایی است در این نزدیکی

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شونه ایست که در برابر رودی که از چشمانت جاری است تا سرت رو روی شونه هایش بزاری ، عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به بدترین حالت می شکنه ، عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی ، عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش رو با غم تموم کنی ...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت6:42توسط باران | |

من امشب سکوت دلم را شکستم

                                                  سکوت شبستان غم را شکستم

قسم خورده بودم که عاشق نباشم

                                                من به عشق تو شکوه  قسم را شکستم

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت11:24توسط باران | |

می خوام از قصه ی تنهایی بگم    

 می خوام از غرور خود خواهی بگم

تو قفس نشسته بودیم دوتامون    

 قفسی قد تموم اسمون

اسمون ابر نداشت خورشید نداشت

اما عطر نفسای تو رو داشت

دلمون لبریز از شادی می شد

لحظه ها قشنگ و رو یایی می شد

که یه روز پر زد و رفت

دل غمگین منو با یه مشت خاطره ها

زیر پا گذاشت و رفت

بی تو دارم می میرم اخه غمگین دلم

رنگ کبود رنگ پاییز بهارم بمون

اونقدر قدر تو رو ندونستم که یه روز

لحظه ی تلخی رسید وتو رو ازم ربود

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت9:18توسط باران | |

کاش بودیو می دیدی که چه آوردی به روزم........

 همیشه آغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت8:10توسط باران | |