تبليغاتX
و خدایی است در این نزدیکی ٭•٭•٭•٭ترا من چشم در راهم٭•٭•٭•٭

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد .........نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ....... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ...........عاشق آنکه ترا می خواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد ........ و ترا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد..


و خدایی است در این نزدیکی

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت9:56توسط باران | |

ولنتاينتون مبارك

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت21:34توسط باران |

 

و بعد از رفتنت

شبي از پشت يك تنهايي  نمناك و باراني

تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

تورا از بين صدها گل كه در تنهاييم روييد و با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سر گردان چشماني ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

و همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نمي دانم چرا رفتي

نمي دانم چرا ؟؟؟!!!!!!

شايد خطـــــــا كردم ..

و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي دانم كجــــــــــا ؟؟؟

تاكي ؟؟

براي چه ؟؟؟

ولي رفتي ؟؟؟

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يك قلب رؤيايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت  رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهربوني دانه بر مي داشت

تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتنت آسمان چشم هايم خيس بارون بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد كه من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت كسي حس كرد

كه من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت درياچه بغضي كرد

كسي فهميد تو نام مرا ازياد خواهي برد

و من با آنكه مي دانم تو هرگز نام من را با عبور خود نخواهي برد

هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام

 برگرد؟؟!!!!!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

وبعد از اين همه 2FANوهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت ::

تو هم در پاسخ اين Bوفا يي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي مابين اشك و حسرت و ترديد

كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج زمستانی ترين ويراني يك دل

نمي دانم چرا ؟؟؟

شايد براي رسم و عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت

2A كردم 2A .كردم2A .كردم2A .كردم.2A كردم.2A كردم.

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت6:15توسط باران | |